ترانه ی تیتراژ
راستش را بگو (به عشق اسما)

اين بار من خريده ام نقد تو را کشیده ام ناز تو را
به ديده ام اي بر رخت ستاره نشسته
این بار من كه ديده ام وصف تو را
بريده ام از مه و ماه بگو چرا
تا كي زنم بر اين در بسته
اين با من كه خوانده ام رمز تو در ستاره ها
راز نهان من بگوبا من تمام ماجرا
روياي صادقي در جام عشفي
ليلا كاملي اتمام كاملي
تا آستان كويت من پا نهاده بودم
دستم به حلقه ي در دل با تو داده بودم
دست و دلم كه ديد يپايم چرا بريدي
روياي صادقي در جام عاشقي
ليلاي كاملي در اتمام عاقلي
نيمي زميني ام نيم آسماني ام
محتاج پر زدن مجنون آني ام
گفتم ببينمت گفتي كه صبر صبر
اي آفتاب حسن برن آ دمي ز ابر
" علیرضاقربانی "
ساخت ايران

تو هم سخت و آسونی پا به پای توام
برای ساخت ایران توی شادی و غم
تو می دونی همراه و هم صدای توام
دیگه شدم خسته از غربت دیگه شدم خسته از این غم
همه شب هامو دلتنگم همه روزهامو دلگیرم
همه دنیا یه زندونه وقتی که دورم از این خونه
می خوام از غصه برکردم شدم از این قصه دیوونه
بی هدف به هر طرف دنبال یه سراب
خوشبختی کجاست خوشبختی کجاست
می زنم نقاب خودمو می زنم به خواب
می زنم به هر در اما بی جواب
خسته ام از این راه دور
سخت و بی نشون سرد و سوت و کور
بسته چشممو بی تو دسته را
هرقدم میشم از دور
بی تو گم شدم مقصدم تو باش
مرز پر گهر سرزمین
" رضا یزدانی "
وفا
عشق است و آتش و خون داغ است و درد دوری
کی می توان نگفتن کی می توان صبوری
کی می توان نرفتن گیرم پری نمانده
گیرم که سوختیم و خاکستری نمانده
با دوست عشق زیباس با یار بی قراری
از دوست درد ماند و از یار یادگاری
گفتی از روز سفر گفتم از من مگذر
مجنون لیلا رفتی بی بال و بی پر
" محمد اصفهانی "
شب باران
منم مثِ تو ماتِ این قصه ام تو هم مثِ من امشبو دعوتی
درست تو همین ساعت و ثانیه سزاوارِ زیباترین رحمتی
تو این حس و حال عجیب و غریب دوتا بال می خوای که رو شونته
تو از هر مسیری بری می رسی تو از هر دری بگذری خونته
ازین سفره ها معجزه دور نیست ببین دست دنیا تو دست منه
دعا می کنم تا اجابت بشه دعا می کنم چون دلم روشنه
من از عشق بارون به دریا زدم به بارون و به آسمون دعوتیم
چه مهمونیِ با شکوهی شده تو این لحظه هایی که هم صحبتیم
" محمد علیزاده "
مدار صفر درجه

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید
من عاشق چشمت شدم هم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی یا عاقلی
یک آن شد این این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
" علیرضا قربانی "
برچسب: ترانه ی تیتراژ فاطما گل,ترانه ی تیتراژ در انتظار آفتاب,دانلود ترانه ی تیتراژ پایانی سریال شمعدونی,دانلود ترانه ی تیتراژ سریال مدینه,دانلود ترانه ی تیتراژ فاطما گل,دانلود ترانه ی تیتراژ پایانی ماه عسل,دانلود ترانه ی تیتراژ پایانی سریال زمانه,متن ترانه ی تیتراژ سریال دودکش,دانلود ترانه ی تیتراژ ماه عسل,دانلود ترانه ی تیتراژ پایانی سریال دردسرهای عظیم,
نویسنده: سینا اکبری